13آبان، هجرت عاشورا از غدیر
تقدیم به تمام یاران دبستانی
به نام آنکه هجرت کرد تا دین خدا عزیز وپیروز بماند.
آفتاب اسلام با طلوع پیامبر شروع به درخشیدن کرد، آری الگوی انسانیت وتکامل اخلاق پا به عرصه ی وجود نهاد.
آفتاب نظاره گر ما بود ...
از همان ابتدا تاریکی محض، درصدد خاموش کردن نور هدایت برآمد و پیامبر رحمت را تاریکی، و خود را نور معرفی می کرد. از فشار گرفته تا ریختن زباله بر سر او، از تمسخر گرفته تا دروغ بستن به او، از نقشه های فتنه و نفاق گرفته تا طرح کشتن او ولی...
ولی بر روشنایی او روز به روزافزوده می شد. هنگامی که ابلیس از درد نعره ها کشید و با عمّال خود به بستر "نور" حمله ور شدند با جلوه ی آفتاب مواجه شدند و نور ایزدی فراریشان داد. آری آنان با "قرآن ناطق" روبرو شدند و حیله هایشان نقش بر آب شد. شیطانیان بر تن لجنزار خود لباس حق پوشیدند و پشت سر نور به راه افتادند و آفتاب نظاره گر ما بود ...
در آن هنگام که در وادی "غدیر خم" نور، دست قرآن را بالا گرفته و به عالمین فرمود: "من کنت مولا فهذا علی مولاه" بر درخشش آفتاب افزوده شد. آفتاب آنچنان نوری گرفت که باطل پرستان حق پوش، از ترسِ کور شدن بر خود لرزیده و با قرآن بیعت کردند. و آفتاب نظاره گر ما بود...
باطل که نور ساطع شده از قرآن را برنمی تافت بر لباس خود نیز خیانت کرده و بیعت با قرآن را شکستند و راه آب را بر "رنگین کمان" بستند تا شاید از جلوه های زیبای آن بکاهند. رنگین کمانِ تشنه لب، در آسمانِ خوبی ها تجلّی می کرد و نتنها رنگ نمی باخت، بلکه لحظه به لحظه بر قوس قزح افزوده می شد. باطل به خیال خود آسمان را تاریک می کرد امّا... امّا رنگ یاران بر رنگین کمان افزوده می شد. حُر به سان صاعقه ای بر فرق باطل فرود آمد و به رنگین کمان پیوست.
آه ... علی اکبر چه زیبا کرد نور آسمان را. قاسم بن الحسن رنگین کمان را به زمین متصل کرد تا علی اصغر در بازیِ سرسره به آغوش نور پر بکشد. حضرت اباالفضل پرچم نور را به احتزاز در آورده و گویی قیامتی به پا گشت. و زینب علیها السلام، فاطمه وار عاشورا رارقم زد. همه وهمه به رنگین کمان پیوستند، صدای صوت قران از فراز نیزه ای بلند شد... خون رنگین کمان از آسمان شروع به باریدن گرفت و کویر را به دشت لاله ها مبدل کرد. آری نور از آسمان به زمین بر می گشت. قلب رنگین کمان به قلب ما پیوند خورد و قرآن بار دیگر بر پیکر عالمین طنین انداز شد. و آفتاب نظاره گر ما بود...
آری کل دوران از نور سرشار بوده است و تاریخ به ما درس آفتاب می دهد آن هنگام که
نور در لیله المبیت هجرت گزیده بود.
و در غدیر خم دست قرآن را بالا گرفته بود.
و در عاشورا در رنگین کمان تجلی کرده بود.
بار دیگر تاریخ در روزی که همگان به اسم 13 آبان میشناسند تکرار می شد. 13آبانی که در آن باز هم نور هجرت گزید. 13آبانی که در آن بازهم غدیری رقم خورد و 13آبانی که در آن باز هم حماسه عاشورا طنین انداز گشت.
«به تعبیری می توان گفت 13 آبان، هجرت عاشورا از غدیر است »
در این روز، امام ما، آن گل محمدی به رسم نور هجرت گزید.(13آبان 42) عجب رسم زیباییست به سمت آفتاب رفتن گل.
آن گل زیبایی که سالها بعد رایحه ی دلنواز تفکرش به رسم غدیر، باطل و باطل پرستان را افشا نمود در آن روزی که لانه ی جاسوسی شیطان فتح گردید و با رسواییِ باطل پرستانِ حق پوش، غدیری دیگر در تاریخ رقم خورد. (13 آبان 58)
فتحی عظیم، که شروعش عاشورا بود آن هنگام که غنچه های اسلام را حسین وار در دانشگاه تهران پرپر کردند. (13 آبان 57 ) عطر این دانش آموزان هنوز هم سراسر 13 آبان را معطر می سازد.
و می توان گفت که در 13 آبان خون بر شمشیر پیروز شد.
و اکنون آفتاب اسلام درخشنده و فروزان نظاره گر ماست ...
به امید آن روز که خورشید و زمین یکی خواهند شد ... .
نویسنده: فرزاد نجفوند زاده
لینک خبر در سایت افسران